از دو عالم تو را برگزیدم ای امیدم مکن نا امیدم
یا امام زمان کی می آیی یابن الزهرا امان از جدایی
عالم از دوریت در عذابست وقت تابیدن آفتاب است
صبح جمعه دلم بی شکیب است ذکر لبهایم امن یجیب است
یا امام زمان کی می آیی یابن الزهرا امان از جدایی
جمعه هم رفت و دلبر نیامد بشمرم جمعه دیگر آید
یا امام زمان کی می آیی یابن الزهرا امان از جدایی
دست من را بگیر ای حبیبم من غریبم آقا من غریبم
گر تو دست مرا رد کنی یار کس نگیرد دگر دست حبیبم
یا امام زمان کی می آیی یابن الزهرا امان از جدایی
یابن الزهرا بیا چاره دل وا کن از این دلم عقده دل
عقده ها در نفس مانده ای یار تا بیایی کنی حل مشکل
یا امام زمان کی می آیی یابن الزهرا امان از جدایی

اعیاد شعبانیه مبارکباد...

---------------------------------------------------
یا علی...
نویسنده : زهرا::
25/3/90:: 9:30 صبح

میلاد با سعادت مولود کعبه مبارکباد...
---------------------------------------------------
چه صدایی است که پیچیده در این جنگل مرگ
چه کسی تیشه بر این شاخه ی افتاده زمین می کوبد
این تبر مال تو نیست ؟دستها آن تو نیست؟
تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه
به من شاخه ی افتاده تبر می کوبی
آی ...آرام بزن
می شکند عمق سکوت
وای .. آرام بزن
تا نکنم آه .تورا
جمع کن هر چه شکستنی
دل من هیزم خوبی شد
آتشی بر دل من زن که ببینی
عشق هم می سوزد ...
---------------------------------------------------
سلام مامان جان.هر وقت میخوام باهات حرف بزنم جز درد و غم و غصه و اندوه چیزی برای گفتن ندارم.تو زندگی تنها دلخوشی و سنگ صبورم تو بودی ... تو که رفتی تنها شدم .بعد از مدتها با کسی آشنا شدم که هرگز تو زندگی به کسی (به قصد ازدواج) اینقدر علاقه مند نشده بودم) مامان جون او هم منو دوست داشت.هر خواستگاری نهایتش دو سه بار میاد خواستگاری.او شش بار اومد حتی برای بابا گریه کرد.سر مزار خودت گریه کرد.اما بابا راضی نشد.فکر میکنی بابا منو اینقدر دوست داره ؟ نه بخدا.فقط میخواد هم از زیر مخارج ازدواج در بره هم منو و خواهرام از دست زن پست فطرت و لجنش زجر بکشیم.میدونی چقدر میره دکتر که بچه دار بشه؟این زن آشغال این همه مارا زجر میده بعد توقع داره خدا بهش بچه بده.اما من از خدا خواستم به حق قطره قطره خون امام حسین همونجور که به ما زجر میدن و با آبروی ما بازی میکنن ونمیذارن به سر و سامان برسیم الهی که آرزوی بچه دار شدن را با خودش به گور ببره.تو عمرم هرگز به دشمنم نفرین نکردم اما این زن آنچنان با شادی و آبرو و زندگی من و خواهرام بازی کرده که جز شر و بدی چیزی براش نمیخوام.گرچه مقصر اصلی باباست...به ولای علی تا دم مرگ حلالشون نمیکنم . خوارم کردن با آبروم بازی کردن خدایا تو شاهدی... منتظر اجرای عدالت خدا هستم...
گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد
روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل
گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد
بیتو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
دردِ دل با سایهی دیوار آرامم نکرد
خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد
سوختم آنگونه در تب، آه از مادر بپرس
دستمالِ تببُر نمدار آرامم نکرد
ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد

خداوندا فقط منتظر اجرای عدالت تو هستم.خدایا از این زندگی سیرم از این زندگی دلگیرم.مرا که به محبوبم ندادند با آبرویم هم بازی کردند.خدا این را میپسندی ؟عدالت و انصاف تو این را می پسندد؟هرگز ... وعده من و بابا و زن بابا سر پل صراط...
---------------------------------------------------
خدایا...
نویسنده : زهرا::
20/10/89:: 2:31 عصر


دلم میسوزد برای چشمهایم، همیشه ....
نه برای اینکه درد دارد زیاد
نه برای اینکه تار میبیند این روزها
نه برای اینکه حوالی چشمهایم مدام بارانی است این روزها
فقط برای اینکه قرار نیست حتی اگر آدم به آدم برسد،
یکبار هم شده هیچ کجای این دنیا تو را ببیند!



---------------------------------------------------
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
---------------------------------------------------